اتریش، به دژ جدید واحدهای سپاه قدسِ وابسته به سپاه پاسدارن تبدیل میشود
وین هرچه بیشتر به دژ جدید واحدهای سپاه قدسِ وابسته به سپاه پاسدارنتبدیل می شود. از آنجا که مقر اوپک در وین است از مدت ها قبل اتریش کانونفعالیت های مخفی جمهوری اسلامی شده است. به گفتۀ کارشناسان عوامل سپاهقدس تجهیزات و فناوری های چند منظوره می خرند که می توان از آنها در ساختسلاح اتمی هم استفاده کرد. البته مقام های اتریش در این مورد از همکاریبا سازمان های اطلاعاتی خودداری می کنند.
اتریش، دروازۀ جمهوری اسلامی به اتحادیۀ
استاندارد:برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی نه تنها به برهم خوردن توازن قدرتدر خاورمیانه و خلیج فارس منجر شده بلکه مسائل بسیار مهم امنیتی را هممطرح کرده است. تحولات سال های گذشته و سیاست هسته ای کنونی ایران جایامیدواری برای تغییرِ (فوریِ) وضع نگذاشته اند. تازگی ایران با به تعویقانداختن دوبارۀ گفتگو با گروه پنج به اضافۀ یک (اعضای پیوستۀ شورای امنیتسازمان ملل و آلمان) بار دیگر ثابت کرد جمهوری اسلامی اختیار کامل درمورد تلاش های هسته ای خود دارد.
وغرب بار دیگر تن به برداشت ایران از دیپلماسی می دهد که بر این اساس استکه از طرفی از گفتگوهای جدید استقبال می کند و در عین حال از طرف دیگراعلام می دارد اصولاٌ چیزی برای گفتگو وجود ندارد. و اروپا بار دیگر عدمپای بندی ایران را به حرف هایش بی هیچ اعتراضی برمی تابد. اتریش، از سال۱۹۹۵ عضو اتحادیۀ اروپا، در این میان استثناء نیست.
گرچه این کشور کوچک است و در موردِ گفتگو با ایران از جمله ملت هایی نیستکه نقش کلیدی داشته باشد، اما از زمانی که این کشور بعنوان عضو ناپیوستۀشورای امنیت انتخاب شده وین بسیار اهمیت یافته است.
معروف است که اتریش در برابر جمهوری اسلامی کوتاه می آید. و بویژه از سال۲۰۰۸ که با ایتالیا تصمیم گرقت در رأس گروهی در اتحادیۀ اروپا قرار گیردکه با فشارهای بیشتر بر جمهوری اسلامی مخالفت کردند. ایالات متحده وانگلیس و فرانسه از موضع «آسان گیرِ» وین ابراز ناراحتی کرده اند. از آنبه بعد فشار بر اتریش افزایش یافته است.
تازگی دیپلماتی در وین گفت: «این ویژگی وین است که خوب نگاه نکند وبگذارد اوضاع همینگونه پیش برود مادام که خطری برای اتریش وجود ندارد. درمورد تحریم ها وین عضوِ ضعیف اتحادیۀ اروپاست.» حدود ۶۸۰ شرکت اتریشیوجود دارند که با شرکت های ایرانی یا دولت جمهوری اسلامی مناسبات اقتصادیدارند. تقریباٌ ۳۵ شرکت اتریشی در ایران شعبه دارند؛ ۵۰۰ شرکت دیگر گاهیبا جمهوری اسلامی معامله انجام می دهند. امروزه تنها اندک شرکت هایی ازکارهای خود در ایران علناٌ صحبت می کنند. در سال ۲۰۰۶ رئیس اتاق بازرگانیایران علینقی خاموشی حتی تا جایی پیش رفت که ادعا کند: «اتریش دروازۀایران به اتحادیه اروپاست.» در جریان بحران مالی جهانی در سال گذشته،صادرت اتریش ۲۰ درصد کاهش یافت. فقط صادرات این کشور به ایران شش درصدافزایش یافت.
از این گذشته وین هرچه بیشتر به دژ جدید واحدهای سپاه قدسِ وابسته بهسپاه پاسدارن تبدیل می شود. از آنجا که مقر اوپک در وین است از مدت هاقبل اتریش کانون فعالیت های مخفی ایران شده است. به گفتۀ کارشناسان عواملسپاه قدس تجهیزات و فناوری های چند منظوره می خرند که می توان از آنها درساخت سلاح اتمی هم استفاده کرد. البته مقام های اتریش در این مورد ازهمکاری با سازمان های اطلاعاتی خودداری می کنند.
به زودی جامعۀ جهانی با دو راهۀ ناخوشایندی روبرو خواهد شد: یا حملۀنظامی علیه ایران صورت می گیرد، قبل از اینکه این کشور بمب اتمی تولیدکند یا به مؤلفه های لازم برای ساخت آن دست یابد؛ یا غرب تن به پذیرشایران اتمی می دهد. سال های گذشته نشان داده اند که ایران به دیپلماسیِبدون قید و شرط واکنش نشان نمی دهد. کدام کشور معقول موضع غرب را نمیگیرد و خواستار اقدامات سخت تری نمی شود؟
در حالیکه سیاستمدارن بلندپایۀ فرانسوی و آلمانی و انگلیس پیوسته ازتحریم های جدید حمایت می کنند اتریش با آگاهی سکوت می کند. در سال هایگذشته اتریش بارها کمک کرد که ایران از انزوای بین المللی برحذر بماند ومقابل اقداماتی ایستاد که از بین بردن پایگاه اقتصادی دیکتاتوری آیت اللهها و سپاه پاسداران را هدف گرفته بود.
اتریش هم باید به بقیه بپیوندد و متوجه شود که اقدام های شدیدتر علیهجمهوری اسلامی مؤثر و ضروری هستند. وقتی تحریم ها به دقت طراحی و اجراشوند اتریش می تواند کمک کند که ایران به بمب اتمی دست پیدا نکند. به نظرمی رسد این هدف ارزش همراهی اتریش را داشته باشد.
دِر استاندارد=====================================
جریمه سنگین یک بانک آلمان به خاطر معامله باملا ها
احتمال داده میشود که "کومرتس بانک" آلمان به خاطر معامله با ایرانمجبور به پرداخت جریمهای سنگین خواهد شد. ادارات آمریکایی از این بانکآلمانی خواستهاند که نقل و انتقالات مالی خود به دلار را بررسی کرده وآن را به اطلاع ادارات مربوطه برساند. به گفته مارکوس بویمر، یکی ازمسئولان کومرتس بانک آلمان، این بررسی شامل معاملاتی میشود که در طیسالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ از طریق آمریکا صورت گرفتهاند. هنوز نتیجهی اینبررسی فاش نشده است. کومرتس بانک امیدوار است که در این زمینه با اداراترسمی آمریکا به توافقی خارج از جریان پروندهی دادگاه دست یابد. بانکهایدیگر اروپایی به خاطر معامله با ایران مجبور به پرداخت جریمههای میلیونیشدهاند. بانک "کردیت سوئیس" در سال گذشته مجبور به پرداخت ۵۰۰ میلیوندلار جریمه شد. بانک "بارکلیز" در تابستان ۲۰۱۰ نیز ۳۰۰ میلیون دلارجریمه پرداخت. کمرتس بانک در اثر فشار دولت آمریکا در سال ۲۰۰۷ میلادیتمامی معاملات خود با ایران را متوقف کرد.=========================
عضو سپاه پاسداران به اتهام قاچاق اسلحه در نیجریه محاکمه شد+فیلم
پس از توقیف 13 کانتینر اسلحه ایرانی اعلام شدعضو سپاه پاسداران به اتهامقاچاق اسلحه در نیجریه محاکمه شد
دادگاهی در نیجریه، شخصی به نام "عظیم آقاجانی" که گفته می شود عضو سپاهپاسداران ایران است را، به دست داشتن در قاچاق محموله اسلحه که در نیجریهکشف و ضبط شده است متهم کرد.
منابع دولتی در نیجریه ماه گذشته از توقیف 13 کانتینر اسلحه شامل گلولههای توپ، خمپاره و ساير سلاح ها خبر داده بودند.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه 25-11-2010 در این باره گزارش داد که برپایهاسناد ارائه شده، آقا جانی به همراه یک شهروند نیجریه به وارد کردن اسلحهغیرقانونی به این کشور متهم شده اند. همچنین این عضو سپاه پاسادارانایران به همراه سه شهروند نیجریه ای به تلاش برای قاچاق این محموله سلاحبه کشور گامبیا متهم شده است.
دولت گامبیا سه شنبه روابط رسمی خود را با دولت ایران قطع کرد و بهدیپلمات های ایرانی ۴۸ ساعت فرصت داد تا گامبیا را ترک کنند.
بنا بر این گزارش، آقاجانی به دادگاه گفته است مایل است از حق حمایتکنسولی خود استفاده کند.
بنا بر گزارش ها، محموله اسلحه کشف شده در نیجریه، حاوی راکت های 107میلیمتری، گلوله تفنگ و برخی تسلیحات دیگر است.
پس از کشف این محموله، رویترز به نقل از منابع مطلع گزارش داد که دوایرانی مظنون به دست داشتن در قاچاق این محموله، عضو سپاه قدس هستند و بهسفارت ایران در نیجریه پناهنده شده اند.
منوچهرمتکی وزیر امور خارجه ایران در یک کنفرانس خبری در مورد محمولهسلاح ایرانی که در سواحل نیجریه توقیف شده بود اعلام کرده بود این محمولهاز سوی " یک شرکت خصوصی " ارسال شده بود.
اودين اجوموجوبيا وزیر امور خارجه نیجریه سه شنبه 16 – 11 – 2010 در گفتو گو با خبرگزاری رویترز تاکید کرد نیجریه بر اساس تعهدات بین المللیگزارشی در مورد کشف اسلحه به شورای امنیت فرستاد.
پس از آن مسئولان گمرک نیجریه روز جمعه 19-11- 2010 اعلام کردند یکمحموله بزرگ هروئین شامل حدود 130 کیلوگرم هروئین که از ایران به سمت اینکشور حرکت کرده را کشف و ضبط کردند.http://www.youtube.com/watch?v=403L5fKApv0&feature=player_embedded
http://parsdailynews.com/74949.htm=====================دروغ انحصاری نیست؛ نگاهی به اخلاق اطلاعرسانی در جمهوری اسلامی
در دوران جمهوری اسلامی بالاخص پیش و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری،مخالفان و حکومت یکدیگر را به دروغگویی متهم کردهاند. مخالفان حکومت رابه پنهان کردن همه آمارها و اطلاعاتی که از نگاه حکومت منفی تلقی میشوند(از جمله آمار کشتهشدگان در اعتراضات، شکنجهدیدگان، و نیز آمارهای پایهدر مورد بیکاری و تورم و رشد کشور) و چهرهای ناکارآمد و فاسد و ناقضحقوق بشر از آن ترسیم میکنند، متهم میکنند (و مقامات کشور همین دیدگاهرا در مورد آمار به صراحت بیان داشتهاند: «اطلاعات آماری بايدانگيزاننده باشد نه رکود آفرين.» محمود احمدینژاد، تابناک، اول آبان۱۳۸۹).
حکومت نیز مخالفان را به نامهسازی، خبرسازی، شهیدسازی و سیاهنمایی متهمکرده است. اگر کسی در طرف جنبش یا حکومت نایستاده باشد چگونه میتواند دراین میان قضاوت کند؟ آیا دولت و فعالان سیاسی ایرانی اصولاً دغدغههایاخلاقی دارند یا از اخلاق به عنوان یک ابزار در رقابت بر سر قدرت سیاسیبهره میگیرند؟ آیا اصولاً فضائل اخلاقی در حوزه عمومی در رقابت سیاسیجاری در فضای استبدادی یا متوجه به این فضا ممکن است؟
اخلاق رسانهها در جامعهای که زندگی اخلاقی غیر ممکن است
نظامی که بخش پشت پردهاش بسیار فربهتر از بخش آشکار آن است (فقط بهعنوان نمونه متن مذاکرات شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت به عنواننهادهای عمومی منتشر نمیشود)، آمارهای چند گانه و ساختگی ارائه میکند(مثل تورم، بیکاری و فقر)، واقعیات آشکار را منکر میشود (سنگسار وهمجنسگرایی) و هیچ قانونی برای مطالبه انتشار اطلاعات مورد توجه مردم حتیپس از گذشت چند دهه توسط مراجع دولتی وجود ندارد زمینه را برای انتشاراطلاعات مبهم و حدس و گمان و حتی دروغ فراهم میکند. این حدس و گمانهابا میزان پنهانکاری نهادهای سیاسی و حکومتی در کشور رابطهای مستقیمدارند: با افزایش پنهانکاری، حدس و گمان و حتی دروغسازی افزایش مییابد.
یک نمونه قابل توجه، انتشار نامههایی به نام سران نظام است (مثل نامهصادق لاریجانی به خامنهای که توسط خود وی تکذیب شد). همچنین هموارهاخباری از جلسات مقامات دولتی یا هزینههای سفرهای رهبری به نقاط مختلفکشور و خاصه خرجیهای وی یا کمک مالی به حماس و حزبالله منتشر میشود کهحداکثر حدسهایی هوشمندانهاند.
اما مسئول این حدسها (که گاه به حد اغراقآمیز سر میکشند و حکومت آنهارا دروغ مینامد بدون آنکه ارقام واقعی را بگوید) کیست؟ حکومتی که باسانسور، فیلترینگ و پارازیت از یک سو و بستن مطبوعات و زندانی کردنخبرنگاران داخلی و اخراج یا عدم صدور مجوز برای خبرنگاران خارجی راه رابر هرگونه اطلاعرسانی میبندد و خود نیز اطلاعرسانی نمیکند شایعهسازیو گمانهزنی تا حد اغراق توسط مخالفان خود را نیز رواج میدهد. البته یکحکومت استبدادی از این حدسها یا شایعهسازیها و بعضاً دروغها (مثلنامه فوق) استقبال میکند تا اعتبار مخالفان خود را مخدوش سازد اما هزینهاین امور را نیز در افکار عمومی میپردازد.
استیصال و دروغپردازی
بخشی از مخالفان برای مقابله به مثل با دروغهای حکومت در داخل و خارجممکن است به همان روشها دست یازند. در این میان حکومت مسئولیت بیشتریدارد چون منابع جمعآوری اطلاعات و اطلاعرسانی بیشتر و رسانههایپرشمارتر با مخاطب بیشتری را در اختیار دارد.
حکومتها میتوانند سلاحهای سنگین و سبک را به انحصار خود در آورند وزندانها در انحصار آنهاست اما نمیتوانند دروغپردازی و شایعه را درانحصار خود در آورند. اگر حکومت به واسطه استیصال از کسب رضایت مردم وفقدان مشروعیت به دروغپردازی رو میکند برخی از این مردم بیقدرت بهواسطه استیصال در رسیدن به مطالبات انباشته و گذران زندگی خود ممکن استبه داستانپردازی در مورد حاکمان اقدام کنند. مسئول این داستانسازی نیزمستقیماً حاکمان و نظام حکومتی بسته و استبدادی است.
عدم شفافیت؛ منشأ حدس و تخیل
رسانههای دولتی و شبه دولتی میگویند که رسانههای اپوزیسیون در اعلامداراییهای رهبری و اعضای خانوده وی، مقامات کشور و سرمایهگذاریهایآنان در کشورهای خارجی یا کمکهای رژیم به همپیمانان آن در خارج دروغمیگویند.
همچنین گفته میشود که در مورد مخارج دستگاه رهبری یا کمکهای چمدانی یاکیسهای جمهوری اسلامی به گروههای مسلح در منطقه یا برخی دولتها اغراقمیشود اما هیچگاه واقعیات برای شفافسازی فضا به مردم اعلام نشده است.
کمکهای ایالات متحده به اسرائیل در ردیفهای بودجه سنا و مجلس نمایندگانموجود است و دلارهای کیسه شده به تل آویو فرستاده نمیشود اما در ایرانهیچگاه رقم و نحوه پرداخت به حزبالله و حماس به مردم داده نشده است. اینکار باعث بهکارگیری حدس و گمان در سمت محققان و تحلیلگران سیاسی و تخمینو تخیل در سمت غیرمحققان شده است.
علیرغم وجود قانون برای بررسی اموال مقامات کشور پیش و پس از در دستگرفتن قدرت هیچگاه اطلاعات مربوطه به مردم داده نشده است. فعالان سیاسیحق دارند به رهبران سیاسی در نظامی که اصولاً آزادی بیان وجود ندارد وافراد برای کوچکترین انتقاد به مقامات بازداشت، محاکمه و سالها زندانیمیشوند بدبین باشند و به فساد آنها حساسیت نشان دهند.
دروغگویان ضد دروغ
آن دسته از مقامات جمهوری اسلامی (وزیر، معاون وزیر، مدیر کل،رئیسجمهور، نمایندگان مجلس، مقامات عالیرتبه همه نهادهای انتصابی) کهامروز در مقام مخالف قرار گرفته و حکومت موجود را به دروغگویی متهممیکنند خود برای سه دهه یا مستقیماً به مردم دروغ گفتهاند، یا حقایقیرا از آنها پنهان کردهاند یا فقط بخشی از واقعیات را به مردم گفته و آنرا با دروغ در آمیختهاند.
گرچه هیچ وقت برای حکومت اخلاقی و شفافسازی و شفافگویی دیر نیست امامشکل آن است که افراد به دروغگویان سابق نمیتوانند به راحتی اعتماد کننددر حالی که جامعه بیش از هر وقت به رهبران و مدیرانی نیاز دارد که بتواندبه آنها اعتماد کند.
مستلزم اعتمادسازی میان مردم و آن دسته از رهبران سیاسی که قبلاً درحکومت بودهاند آن است که این افراد دروغهای سابق خود را تصحیح کنند واطلاعات لازم را به مردم بدهند. فقط به عنوان یک نمونه از مدیران ومقامات بالای وزارت کشور در دوران موسوی، هاشمی و خاتمی انتظار میرود بهجای بازگشت نظری به «اسلام رحمانی عصر امام خمینی» آمار دقیق تقلبات صورتگرفته در انواع انتخابات بالاخص انتخابات خبرگان رهبری را در سه دهه عمرجمهوری اسلامی در اختیار مردم بگذارند.
وقتی این اطلاعات عرضه شوند حاکمان موجود نیز مجبور خواهند شد در مقابل،اطلاعات مورد نظر خود را عرضه کنند که در نهایت به بازتر شدن فضای سیاسییاری خواهد رساند.
نابهنجار و گلآلود
سه دهه است که حکومت جمهوری اسلامی با تمسک به هر ابزاری که داشته بهکنترل رسانهها و نشر و پخش دروغ دست زده است و مردم و مخالفان نیز ازسوی دیگر با شایعهسازی، گفتوگو در شبکههای زیرزمینی و اجتماعی، ورسانههای مستقر در خارج کشور به مقابله با نظام اطلاعنارسانی حکومتپرداختهاند.
در این رقابت گاه دو طرف به یکدیگر شبیه شده و گاه از هم فاصلهگرفتهاند. همچنین برخی از عناصر حکومت به برخی از عناصر مخالفان شباهتبیشتر و با برخی تفاوت بیشتری داشتهاند. در هر صورت فضای رسانهای واطلاعرسانی کشور در سه دهه اخیر به شدت آلوده، مبهم، تاریک، نابهنجار وبر هم ریخته بوده است. در چنین فضایی سخن گفتن از اخلاق رسانهها و داوریو قضاوت در مورد رسانهها بالاخص رسانههای مخالفان بسیار دشوار است.
مجید محمدی (جامعهشناس)============================= نگرانی مقامهای آمریکا از فعالیت های اتمی رژیم ایران و کره شمالی
گزارش: جمهوريخواهان کنگره آمريکا و پرزيدنت اوباما به مسأله اتمی جمهوریاسلامی و حمله کره شمالی چگونه می نگرند؟
تحليل گران بر اين اعتقادند که تحولات روزهای گذشته در شبه جزيره کرهنشان می دهد سياست «صبر استراتژيک» پرزيدنت اوباما در قبال کره شمالیتأثير ناچيزی بر رفتار جاه طلبانه آن کشور، داشته است.
تحليلگران شليک توپخانه کره شمالی به جزيره ای متعلق به همسايه جنوبی آنکشور را اقدامی تحريک آميز قلمداد می کنند که هدف روشن آن کشاندن مجددآمريکا بر سر ميز مذاکرات است.
اين اقدام در پی افشای اين خبر صورت گرفت که پيونگ يانگ در تأسيسات هستهای خود سانتريفوژ های جديدی را راه اندازی کرده است.
کره شمالی اميدوار است بتواند با اين اقدام کمک های مواد غذايی برایجمعيت گرسنه و تعهدات امنيتی برای کشور خود فراهم کند.
امّا جمهوريخواهان در گذشته به سياست رييس جمهوری آمريکا در نزديک شدن بهکشورهايی مانند ايران انتقاد داشته اند سياستی که اساس مبارزات انتخاباتیپرزيدنت اوباما را در سال ۲۰۰۸ تشکيل می داد.
پرزيدنت اوباما در نشست ماه ژوئن گروه ۲۰ کشور صنعتی جهان چين را بخاطرناديده گرفتن اقدامات تجاوزکارانه کره شمالی مورد انتقاد قرار داد.رهبران آمريکاو چين قرار است در ماه ژانويه ديدار کنند و اتفاقات اخير،کره شمالی را در صدر گفتگو ها قرار خواهد داد.
هاوارد مک کيئون، نماينده جمهوريخواه ايالت کاليفرنيا، معتقد است کهکنگره از چنين سياست پا در ميانی چين حمايت خواهد کرد. آقای مک کيئون کهبه احتمال قوی رياست کميته نيروهای مسلح را در مجلس آينده عهده دار خواهدشد می گويد چين مسئوليت دارد تا هر کمکی را که می تواند به کره جنوبی درقبال اقدامات اخير کره شمالی انجام دهد.
پرزيدنت اوباما در مصاحبه ای با شبکه تلويزيونی « ای بی سی» که قرار استروز جمعه پخش شود گفته است چين بايد با تحت فشار گذاشتن کره شمالی بهآنها بگويد که يک رشته قوانين بين المللی وجود دارد که آنها بايد از آنپيروی کنند.
جان مک کين، سناتور جمهوريخواه و عضو ارشد کميته نيروهای مسلح سنایآمريکا، نيز در بيانيه ای که روز سه شنبه صادر کرد می گويد شايد کشور چينبيشترين نفوذ را بر کره شمالی داشته باشد و بخاطر امنيت و ثبات منطقهسناتور مک کين از چين می خواهد نقش مستقيم و مسؤلانه ای را جهت تغييررفتار بی منطق کره شمالی، بازی کند.
اما در رابطه با ايران، به دنبال سخنان رييس جمهوری آمريکا درکاخ سفيد درخصوص آنکه همکاری دولت پرزيدنت اوباما با روسيه مورد تاکيد و استقبال استو يکی از اصلی ترين دلايل آن را هم پايی و کمک روسيه به ايالات متحده درباب ايران و برخورد با جمهوری اسلامی ناميد، رييس جمهوری آمريکا درنطقراديويی روز شنبه خود نيز بر همين مسأله و نقش ضروری همکاری روسيه باکشورخود درمورد ايران، تاکيد ورزيد.
در همين حال روابط گرم ايران و بوليوی با سخنان اوو مورالس رهبر بوليویدرنشست دفاع منطقه ای که رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، نيز درآن حضورداشت به گرمای بيشتر گراييده است. آقای مورالس بدون نام بردن از وزيردفاع آمريکا که بابت نزديکی روابط سياسی و تجاری بوليوی و جمهوری اسلامیابراز نگرانی کرده بود درواکنش به سخنان آقای گيتس طی سخنرانی يک ساعتهای گفت کشور متبوع وی با هر که بخواهد رابطه برقرار می کند يا به توافقمی رسد، چون راهبردش براساس رابطه است.
رابرت گيتس گفته بود که بوليوی به عنوان کشوری يکپارچه و مستقل می تواندبا هرکشور ديگری در جهان رابطه داشته باشد، اما بوليوی بايد مد نظرداشتهباشد که سازمان ملل تاکنون چند قطعنامه به سبب نوع رفتار جمهوری اسلامیدر رابطه با مساله هسته ای صادر کرده است.
در اين ميان برخی اعضای جمهوری خواه کنگره آمريکا سخن از کاهش يا قطع کمکسالانه ۵۰ ميليون دلاری به بوليوی را به طور غيررسمی طرح کرده اند ويکیاز دلايل خود را همکاری و روابط روشن آن کشور با جمهوری اسلامی، عنوانکرده اند.
از سوی ديگر تازه ترين گزارش بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی حاکیاز آن است که ايران همچنان به نقض قوانين بين المللی و موازينی که بايددر فعاليتهای هسته ای خود به آنها پای بند باشد دست می زند. مايک تونر،جانشين سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا، طی سخنان خود به اين موضوع اشارهکرد .
آنچه همچنان مايه نگرانی مقامهای ايالات متحده است رفتار جمهوری اسلامی وکره شمالی در فعاليتهای آنها در حوزه برنامه اتمی آن کشورها است، آنچه درگزارشهايی نيز که اخيرا منتشر شده منعکس شده است اما ايران آنها را رد میکند و بر پای بندی خود به موازين بين المللی در فعاليتهای هسته ای خويش،پای می فشرد.======================= تجمع بسیجیان در اردوی فدائیان ولایت، برای دلگرمی خامنه ای است
روز گذشته "پنج شنبه" علی خامنه ای رهبر و ولی فقیه رژیم در جمع بسیجیانتهران که با عنوان اردوی رزمی- فرهنگی "فدائیان ولایت" در پادگانی نظامیتحت نام دهکده مقاومت گردهم آمده بودند، سخنرانی کرد. او که گله های شبهنظامیان بسیج را در مقاطع مختلف بکار گرفته و بیش از همه به عنوان یکنیروی سرکوبگر از آن استفاده میکند را ستایش کرد و گفت: "بسيج يك حقيقتعظيم و غيرقابل انكار و بينظير است که هم هنر نظامی دارد و هم در جبهههای دیگر حضور فعال دارد و امروز همه كاره است."
اینکه چطور و چگونه بسیج امروز همه کاره مملکت است را می شود از دست بازآنها در قلع و قمع کردن جوانان و سرکوب و قتل و کشتار آنان دانست که بیشاز همه علی خامنه ای را راضی نگه می دارد. او به همین دلیل بسیج را همهکاره می نامد تا بتواند از بی پروایی و دریدگی اعضا آن در حمله بهاجتماعات مردم استفاده کرده و آنها را بکار گیرد.
جبهه های مختلف مورد نظر علی خامنه ای، وادار کردن عناصری از بسیج بهترور و قتل نیروهای آزادیخواه و حضور در صحنه های ترور بین المللی است.همچنین سازماندهی بسیجیان برای وارد شدن به حوزه های مختلف از جمله عرضهاینترنت و دست زدن به تخریب سایتها و برپایی جنگ روانی را می شود نامبرد. به همین دلیل علی خامه ای می گوید: "باید بسیجیان خود را برایدرگیریها و چالش های آینده آماده كنند."
این درگیری و چالش های آینده مسلمن چیزی بیش از اوج گیری جنبش اجتماعیمردم و رویارویی با آن است. زیرا او ادامه می دهد: "اسلام فقط نصیحتكردن، موعظه كردن و دعوت كردن به زبان نیست، بلکه میخواهد احكام الهی درجامعه تحقق پیدا كند و این جز با ایجاد قدرت الهی امكان پذیر نیست."
اینکه پس از 32 سال اکنون علی خامنه ای درک خود از اسلام را نه نصیحت وموعظه کردن به زبان بلکه قدرت الهی یا همان بکار گیری قتل و شکنجه وکهریزک می نامد حرف تازه ای نیست. این همان کاری است که خمینی بدون اینکهاز آن نام ببرد سالها بکار گرفته است، که نتیجه آن برپایی خاروانهایبسیاری در سرتاسر کشور است.
شاخ شانه کشیدن های خامنه ای برای دشمنان که سالهاست ورد زبان اوست راپاسدار محمدرضا نقدی رئیس بسیج تکمیل میکند که در این روز گفت: "اگر صدتهاجم نظامي كنند، اگر هزار فتنه بر پا كنند، با بصيرت، دشمن را پشت همهنقاب هاي دوست نمايي مي شناسيم و با شجاعت در ركاب ولايت مي ايستيم."
نقدی اینگونه ماهیت مزدوری بسیج برای علی خامنه ای را بیان می کند و نشانمی دهد که جمع کردن گله های بسیجی در پادگانی نظامی و وادار کردن آنها بهسرسپاری به علی خامنه ای چیزی بیش از دلگرمی به ولی فقیه درمانده رژیمنیست. تب و لرز خامنه ای از ترس جنبش اجتماعی مردم با عربده های نقدی وتجمع عده ای بسیجی نه تنها بر طرف نخواهد شد بلکه کابوس های شبانه او راترسناکتر خواهد کرد.
نویسنده:جعفر پویه============================کنوانسیون ژنو، خواهر مری و شرکاء
همهساله در سالگرد اشغال سفارت آمریکا، معصومه ابتکار از معدودگروگانگیرهایی که در خارج از زندان بسر میبرد، در مورد ماجرای اشغالسفارت آمریکا در خیابان تخت جمشید تهران در روز 13 آبان ماه 1358،سخنرانی و مصاحبه میکند. خانم ابتکار معمولاً در این سخنرانیها سعیمیکند برای اشغال سفارتخانه خارجی که خاک آن کشور محسوب میشود، وگروگان گرفتن دیپلماتها که مصونیت سیاسی دارند دلایل و بهانههای قابلقبول بتراشد. او با عنوان کردن علتهای مضحک اصرار دارد این حادثه درشرایط خاصی روی داده و نیاز به درک حال و هوای آن دوران دارد. البته ویدر کنار این ادعا که اشغال سفارت مانع از شکست انقلاب شد، همیشه اذعانکرده که این ماجرا هزینههای سنگینی برای ایران در عرصه سیاست خارجی وروابط بینالمللی داشته است و آثار آن به این زودیها محو نخواهد شد.معصومه ابتکار و دوستانش بعد از فتح چند ساختمان قدیمی و رنگ رو رفته وچشمبند زدن به عدهای دیپلمات و کارمند بیدفاع، جلوی دوربین تلویزیونهایخارجی شعار دادند که ما شاخ غول را شکستیم. خانم ابتکار هفتۀ پیش، یعنیسی سال پس از این ماجرا، به دانشجویان دانشکده علوم دانشگاه تهران گفت«بعد از پایان گروگانگیری، ملتفت شدیم که از این کار ما جناحهاییبهرهبرداری کردند و بعدها هم به ما برچسب «آمریکایی بودن» زدند.»
اشغالکنندگان سفارت آمریکا بعدها یا در درگیریهای کردستان و عراق کشتهشدند یا به خارج رفتند. عدهای از آنها مانند خانم ابتکار اصلاح طلب شدندو به وزارت و ریاست و وکالت رسیدند که اغلب آنها سال گذشته بهدنبالحوادث خونین انتخابات ریاست جمهوری بازداشت، شکنجه، محاکمه و محکوم بهزندانهای طولانی مدت شدند و برخی نیز هنوز تحت بازجویی و شکنجه هستند تابه تلاش برای انقلاب مخملین اعتراف کنند.
خانم ابتکار برای فرار از پاسخها و توضیحات درست به سؤالاتی که چند روزپیش در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از او میشد، جرأت نکرد درفضای کنونی ایران از اشغال سفارت آمریکا ابراز پشیمانی کند چون پیش ازآنکه کسی به فکر اظهار ندامت بیفتد رهبر جمهوری اسلامی اشغال سفارت وگروگانگیری کارکنان آن را یک شاهکار تاریخی و سیاسی خواند که استکبار رابه زیر کشیده است. این همان رهبری است که از توصیههای رئیس جمهوریش برایتغییر ساختار سازمان ملل دفاع میکند و لابد معتقد است باید سازمان مللطوری عمل کند که جمهوری اسلامی بتواند فارغ از کنوانسیون ژنو وعهدنامههایی که برای برقراری نظم و آرامش و کنترل رفتار رژیمهایی ازقماش جمهوری اسلامی تدوین شده است هر وقت لازم دید سفارتخانههای کشورهایدیگر را نیز اشغال کند.
معصومه ابتکار غالباً در پاسخ به این سؤال که تصرف یک سفارتخانه خارجی وگروگانگیری دیپلماتها خلاف قوانین بینالمللی و کنوانسیون ژنو است، پاسخمیدهد «روابط ایران و آمریکا بعد از 28 مرداد دیگر مشمول کنوانسیون ژنونبوده است». در واقع خانم ابتکار در حکومت هرج و مرج جمهوری اسلامی، خودرا در موقعیتی میبیند که میتواند چنین فتوایی صادر کند.
چند سال پیش تلویزیون آلمان از وی پرسید حالا که خود شما معاون رئیسجمهوری یک کشور هستید و در آن سوی میز نشستهاید و طبیعتاً وظیفه داریددر موقعیت کنونی الگوی احترام به قانون باشید، چگونه اشغال سفارتخانۀ یککشور خارجی را که نماینده و حافظ منافع ملت دیگری است توجیه میکنید؟خانم ابتکار در پاسخ به این سؤال مچگیرانه دوباره کوشید تا سؤال کنندهرا قانع کند که «اوضاع آن روزگار اقتضائات دیگری داشت». و طبعاً واکنشخبرنگار نیز این بود که اگر بهخاطر اقتضائاتی که افرادی مثل شما تشخیصمیدهند بتوان قوانین را زیر پا گذاشت و عدهای در هر کشور سفارتخانههایملتهای دیگر را تسخیر کنند در هیچ کجای دنیا سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
خانم ابتکار به دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی گفت: وقتی فکر اشغالسفارت آمریکا مطرح شد، دو گروه دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و دانشگاهتربیت معلم مخالف این کار بودند اما بقیه جریانها مصمم شدند یک حرکتاعتراضی در زمان محدود و بدون خشونت برپا کنند. عدهای از دانشجویانمیخواستند این کار را با آیتالله خمینی هماهنگ کنند اما عدهای دیگرعقیده داشتند این حرکت نباید حکومتی شود چون این تصور پیش میآید که امامدستور اشغال سفارت را صادر کرده است زیرا از نظر قوانین دیپلماتیک میانهماهنگی و دستور فرقی نیست ولی با بررسی سخنرانیهای آیتالله خمینی بهاین نتیجه رسیدیم که او موافق گروگانگیری است. البته عدهای مثل آقایاحمدینژاد و سیدینژاد از ما جدا شدند چون عقیده داشتند اول باید سفارتشوروی را اشغال کرد و با اشغال آن، به اعصاب صدر هیأت رئیسه حکومت مسکو وپولیت بوروی آن سوهان کشید.» سرانجام روز 13 آبان به سفارت یورش بردیم.
خانم ابتکار گفت: «آقای میردامادی، حبیبالله بیطرف (نماینده دانشگاهتهران ـ وزیر نیروی دولت اصلاحات)، رضا سیفاللهی (نماینده دانشگاه صنعتیشریف)، ابراهیم اصغرزاده و رحیم باطنی (نمایندۀ دانشگاه ملی) و محسنامینزاده قائممقام بعدی وزارت خارجه از موافقان بودند. در این میانتناقضی رخ میدهد و مثلا جریانی که بهشدت داعیۀ ضد آمریکایی بودن رادارد، سال گذشته در ژنو با معاون وزیر خارجۀ آمریکا مذاکره میکند. هرچند که بهعلت مخالفت نظام و رهبری این موضوع را هرگز علنی نمیکند اماتابوی مذاکره را میشکند و همچنان واسطهگریهای افرادی چون امیراحمدی دراین جریان بسیار آشکار است.» در سال 76 عدهای از رهبران دانشجویان سال58 در دولت خاتمی به صحنه سیاست بازمیگردند و البته چالش برانگیز است کهناگهان دانشجویان خط امام در سال 1376 به اصلاح طلب تبدیل میشوند و بخشعمدهای از دولت خاتمی را تشکیل میدهند. شناخت جریان معاصر در بررسیوضعیت امروز ادامه دارد. ما عباس عبدی داریم که یک بار در روز 13 آبانیعنی سالگرد اشغال سفارت دستگیر شده است. این تناقضهایی است که وجوددارد و حکومت میگوید ملاک، وضع موجود است؛ اما وضع موجود هیچوقت جدا ازپیشینه تاریخی آن قابل بررسی نیست. چگونه میشود ملاک، وضعیت کنونی افرادباشد آن هم منهای گذشته آنها.»
بهگفتۀ ابتکار در یکی دو سال اخیر تلاش عامدانه برای تحریف تاریخ شدتگرفتهاست؛ «مثلا یکی از افراد سپاه جریان 13 آبان را از ابتدا آمریکاییمیداند. که البته اگر میردامادی در زندان باشد باید دانشجویان 13 آبانهم آمریکایی باشند. موسویخویینیها نیز که اصلاحطلب است لابد یک چیزیهم بدهکار میشود. اینجاست که بررسی تاریخ معاصر بسیار مهم میشود. منشأشکاف و اختلاف از روز 10 آبان 58 بوده که عدهای موافق و عدهای مخالفتسخیر سفارت بودند. و جریان مخالف بعدها داعیهدار انقلاب فرهنگی شد ودانشجویان پیرو خط امام هم با اصلاحات گره خوردند.»
خانم ابتکار میخواهد نتیجه بگیرد که جناحهای دیگری بهرغم بهرهبرداریاز ما، از پشت به دانشجویان خط امام خنجر زدند و پس از آنکه از قِبَل مابه هدفهای خود رسیدند بهخاطر اختلافاتی که با ما داشتند سعی کردند مارا از صحنه سیاسی حذف کرده و نزد مردم به چوب دو سر طلا تبدیل کنند.
معصومه ابتکار که با نام «خواهر مری» سخنگوی اشغال کنندگان سفارت آمریکادر ارتباط با خبرنگاران خارجی بود، پیش از انقلاب و پس از بازگشت ازآمریکا همراه پدرش که بورسیه دانشگاه تهران بود وارد مدرسه معروفایرانزمین شد. دبیرستانی که خاص فرزندان اعیان و اشراف و مقامات ودیپلماتهای خارجی بود و تأمین شهریه آن برای مردم عادی امکان نداشت.
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و خیزش مردم و بهدنبال آن قلع وقمع مخالفان و سرکوب سنگین اصلاح طلبان اغلب مهرههای اصلاح طلب که دردوران 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی کارهای بودند، روانه زندان شدند وروزهای بسیار سختی را بهگفته خود زیر دست بازجویان و شکنجهگران رژیمسپری کردند. بازداشت شدهها تندروها را مورد انتقاد قرار میدهند که ازیک طرف تصرف سفارت آمریکا را انقلاب دوم و رمز دوام رژیم جمهوری اسلامیمیدانند ولی از سوی دیگر بانیان چنین اقدامی را به غل و زنجیر میکشند ودر زندان شکنجه میکنند و وقتی آنها به بازجوها میگویند این انقلاب راامثال شما از ما دارید، جواب میشنوند که وضع حال افراد شرط است نه آنچهدر گذشته کردهاید.
محسن امینزاده قائم مقام وزارت خارجه دولت خاتمی و از سران دانشجویاناشغال کنندۀ سفارت آمریکا، موسوم به «دانشجویان خط امام» در یادداشتهایروزانه خود در زندان اوین مینویسد: هنگام هواخوری کوتاه مدت در محوطهزندان و دیدار با محسن صفایی فراهانی قائم مقام اسبق وزارت بازرگانی ورئیس پیشین فدراسیون فوتبال و دکتر رمضانزاده سخنگوی دولت سابق و مصطفیتاجزاده معاون وزارت کشور در کابینه محمد خاتمی و عطریانفر سردبیرروزنامه همشهری و عده دیگری از اصلاحطلبان متوجه شدم بازجویان که همگیپیشوند حاج آقا را یدک میکشند از هیچ گونه ضرب و شتم و توهین و صدماتروحی و جسمی نسبت به آنها نیز دریغ نکردهاند.
امینزاده نوشته:
«تلخترین و بدترین لحظات دوران زندان من مربوط به سلول انفرادی نیست.مربوط به ساعات بازجویی است. بازجوییهای توهینآمیز، تکراری، بیمحتوا وآزاردهنده. بازجوییهایی که حکایت از فقدان اطلاعات بازجویان نسبت به منو فقدان تجربه و تخصص آنان نسبت به کارشان داشت. بازجوییهایی در فضاییآکنده از توهم، نفرت، بداندیشی، دروغ و نیرنگ و باورهایی شبهکمونیستی کههدف وسیله را توجیه میکند. بازجوییهایی همراه با زشتترین و رکیکترینکلمات و تهمتها و توهینها. توهین به افرادی که مورد احترام من بودند ویا دوستشان داشتم.»
امین زاده در ادامه یادداشتهایش از روز محاکمهاش میگوید:
«در سالن دادگاه، پیش از آنکه دوربینهای تلویزیون را روشن کنند، درفضایی وهمانگیز و آکنده از رعب و وحشت، ما را مثل وسایل نمایشی چیدند.عدهای اوباش را با دستبند آورده بودند. عدهای جوان را از تظاهراتخیابانی جمع کرده بودند و اکثر مسؤولین سابق که سپاه آنها را دستگیر کردهبود، نیز حضور داشتند. سعی داشتند این سه دسته را به صورت درهم بنشانندتا هم بهتصور خودشان ما را تحقیر کرده باشند و هم نگذارند کسی عکسیادگاری بگیرد. من را میان اوباشان نشاندند. به مسؤول خشنی که کارش چیدنمتهمین بود گفتم: «تو را به جدت دیگه ما را وسط اوباش ننشان. با همانجوانها مخلوط کن.» رفت و مشورت کرد و پذیرفت که اوباش را در کنار هم پشتسر ما و جوانها بنشانند».
«غالباً بازجوییها روی صندلیهای چوبی امتحانی انجام میشود. گاهی همروی نیمکتهای مدرسه. در هرحال رو به دیوار مینشینم. در عین حال اجازهندارم چشمبندم را بردارم. تنها میتوانم در حد دیدن صفحات کاغذ آن رابالا بکشم. بازجوها پشت سر من مینشینند. روی همه میزهای متصل به دستهصندلیهای امتحانی و روی نیمکتهای چوبی، افراد مختلف که طبعاً بایدمتهمان قبلی باشند با دستخطهای غالباً نازیبا خطوطی به یادگارنوشتهاند. نامهایشان هیچکدام برایم آشنا نبود، دعایی و مناجاتی وشکوائیهای با خدا، توسلی به معصومین، تاریخ بازجویی و بازداشت، طول مدتزندان و... و البته اشعار و جملاتی غالباً تلخ و دردمندانه؛ «ای وای براسیری کز یاد رفته باشد»، «هرگز به بازجو اعتماد نکن»، «هرچه میدانی بگوو خلاص شو»، «این نیز بگذرد»، «کجایی مادر؟»، «مادر تحمل کن پسرت بهزودیمیآید» و جملاتی از این قبیل.»
«بازجویان معمولاً به زشتترین روشها بر مبنای ادعاهایی سرتا پا دروغ وبسیار توهینآمیز دست میزنند. روشهایی که شنیده بودم اما هرگز آن راهمچون امروز باور نکرده بودم. بازجوی جدیدی که بعداً فهمیدم سرتیمبازجویان است برای اولین بار خودش دست به کار شد و بدترین لحظات بازجوییرا برای من خلق کرد. او اندامی درشت و شکمی بسیار بزرگ داشت و با لحنبسیار بدی سخن میگفت. هرچند ادای الفاظ رکیک با برخوردهای فیزیکی همهمراه بود، اما حتماً تحمل کتکها از تحمل اظهارات و رفتار زشت او آسانتربود».
اگرچه سرنوشت غمانگیز اصلاح طلبان از جمله معصومه ابتکار، مصطفیامینزاده، صفایی فراهانی، مصطفی تاجزاده، ابطحی، میردامادی و بسیاریدیگر از همفکران، همرزمان و همراهان و شرکای آنها، و هر اسم دیگری روی آنبگذارید و همچنین توهین و تحقیر و ضرب و شتم آنان واقعاً غمانگیز وتأسفآور است. اما در عین حال میتواند مصداق بارز این ضربالمثل ظاهراًعامیانه باشد که بهشت و جهنم در همین دنیاست نه در دنیای دیگری که شایدوجود خارجی نداشته باشد.
محمدرضا حمیدی============================== نشان دادن هزینه بلندپروازی هستهای؛ کلید حل مسئله هستهای رژیمایران
زندگی مملو از انتخاب و تصمیم است و برخی از این تصمیمها دشوارند. هدفاصلی آمریکا و متحدانش در حال حاضر باید این باشد که ایران را به اتخاذیک تصمیم دشوار مجبور کنند. هر چند هنوز برای پيشگيری از احتمال تولیدسلاح هستهای در ايران راه طولانی در پیش است ولی به نسبت یک سال پیشنشانههای بهتری از پیشرفت در حل این بحران دیده میشود.
روزنامه وال استریت جورنال با اشاره به احتمال برگزاری دور جدیدی ازمذاکرات بين رژیم ایران و گروه پنج به علاوه یک که قرار است پنجم ماهدسامبر در سوئیس برگزار شود، مینویسد مسلماً هدف آمریکا و متحدانش خارجساختن ایران از مسیر توسعه برنامههای هستهای است.
در مقابل رژیم ایران میگوید از برنامههای هستهای که هدف نظامی ندارددست برنخواهد داشت ولی علاقهمند است که در مورد خلع سلاح هستهایاسرائیل گفتوگو کند. این نشان میدهد که شکاف بین دو طرف تا چه حد عمیقاست.
با این همه یکی از مشاوران ارشد محمود احمدینژاد، چند روز پیش گفت کهدولت جمهوری اسلامی هنوز آماده است تا طرح پیشنهادی آمریکا برای معاوضهاورانیوم غنیشده ایران با سوخت هستهای آماده برای رآکتور اتمی آن کشوررا به بحث بگذارد. بنابراین شاید انجام این مذاکرات چندان هم بیفایدهنباشد.
وال استریت جورنال میافزاید که کسی به حل بحران هستهای از طریق یک دورمذاکره امید ندارد ولی یک مقام ارشد دولت آمریکا میگوید که هدف از اینگفتوگوها «دادن یک امکان دیگر به رژیم ایران برای یافتن راهی جهت خروجاز بحران هستهای است.»
شاید بهترین چیزی که آمریکا میتواند انتظار داشته باشد این است که از یکطرف سرعت پیشرفت برنامههای هستهای جمهوری اسلامی را کاهش داده و از طرفدیگر به آن کشور نشان دهند که ادامه این فعالیتها هزینه بسیار گزافی دربرخواهد داشت.
وال استریت جورنال با تکیه به گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمیمینویسد که طی ماه جاری فعالیت غنیسازی در ایران به خاطر مشکلات فنیدچار توقف شده است. بعید نیست که بخشی از این مشکلات فنی ناشی از هجومکرم رایانهای (بد افزار) استاکس نت به سیستم کنترل مراکز هستهای ایرانباشد. به احتمال زیاد این کار مراکز وابسته به دولتهایی است که از هروسیلهای برای خرابکاری در فعالیت هستهای رژیم ایران استفاده میکنند.
این اختلالها فرصت بیشتری فراهم خواهد کرد تا تحریمهای اقتصادیهزینههای ناشی از ادامه فعالیت هستهای در ایران را افزایش دهند. حتیناباوران و منتقدان روش تحریم نیز اکنون پذیرفتهاند که مصوبات شورایامنیت و سپس تحریمهای آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهایی مثل ژاپن و کرهجنوبی علیه ایران بیش از آنکه انتظار میرفت تأثیرگذار بودهاند.
وال استریت جورنال با یادآوری پیامدهای این تحریمها برای معاملات بانکیرژیم ایران و دشواریهای مربوط به واردات بنزین میافزاید که همزمان باوخامت اوضاع اقتصادی دولت در حال اجرای حذف یارانههاست. مجموعه اینعوامل دولت را تحت فشار قرار داده و مدیریت محمود احمدینژاد را حتی ازسوی مجلس جمهوری اسلامی زیر سؤال برده است.
تمامی این عوامل مقامات دولت آمریکا را به این نتیجهگیری رسانده کهحداقل جمهوری اسلامی دارد به هزینه گزاف ناشی از ادامه غنیسازی در آنکشور پی میبرد. یک مقام ارشد آمریکابه وال استریت جورنال گفت: «آنهامجبور شدهاند این نکته را بپذیرند که بر سر یک دوراهی بزرگ قرار گرفته وباید تصمیم خود را بگیرند و اگر تصمیم درستی نگیرند هزینه و پیامدهای آنبسیار سرنوشتساز خواهد بود.»
بنابراین به نظر میرسد که یکی از اهداف دور آتی مذاکرات یادآوری ایننکته به دولت جمهوری اسلامی است که در صورت تغییر استراتژی هستهای، راهیبرای خروج از این بحران به روی او بازخواهد بود.
اما شانس موفقیت تا چه حدی است؟ هیچکس برای این سؤال پاسخ دقیقی ندارد.کریم سجادپور کارشناس امور ایران در مرکز پژوهشهای استراتژیک «کارنگی»بعید میداند که موقعیت محمود احمدینژاد در داخل کشور چندان لرزان باشدو به همین خاطر به موفقیت مذاکرات ماه آینده خوشبین نیست.
در پایان این تحلیل روزنامه وال استریت جورنال از قول کریم سجادپورمینویسد: «مذاکرات بعید است که اختلاف آمریکا و غرب با رژیم ایران راحلکند ولی کمک خواهد کرد تا تنش با جمهوری اسلامی تا حدی کنترل شده و ازتشدید آن جلوگیری خواهد کرد.»
در این بازی که به بحران هستهای رژیم ایران معروف شده است خریدن زمانبرای حل معضل و کنترل بحران خود نوعی پیشرفت محسوب میشود.================================
فشار دستگاه های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر وکلای دادگستری
بیانیه کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر در خصوص فشار روزافزون بروکلای مدافع
هر روز بر فهرست اسامی وکلای دادگستری ای که توسط دستگاه های امنیتی وقضایی جمهوری اسلامی، با اتهاماتی واهی و ساختگی بازداشت می شوند افزودهمی شود.
چندی پیش دو تن از همکارانمان: خانم ها "مریم کیان ارثی" و "ساراصباغیان" به هنگام مراجعت از ترکیه در اقدامی غیرقانونی و خودسرانه وبرپایه اتهام هایی کاملا موهوم و ساختگی، توسط ماموران امنیتی بازداشتشدند و هم چنان نیز در بازداشت به سر می برند. متاسفانه حق ملاقات باخانواده و وکلای مدافع شان از آن ها سلب شده و به ابتدایی ترین حقوققانونی خود نیز دسترسی ندارند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر